درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم
درس 7: کودتاى 1299
اهمیت ایران برای انگلستان
با وقوع انقلاب سوسیالیستی روسیه در اکتبر 1917 م/ 1296 ش که به حکومت تزارها در روسیه پایان داد، روسها به سبب سرگرم شدن به مشکلات داخلی خود، نیروهای خود را از شمال ایران بیرون بردند.
این حوادث، زمینه را برای سلطهٔ انحصاری دولت انگلستان در ایران فراهم کرد. انگلیسیها که در صحنهٔ سیاسی ایران بیرقیب مانده بودند، سیاست خارجی خود را، با توجه به تحولات سیاسی جهان پس از جنگ جهانی اوّل، تغییر دادند. تسلّط بر منطقهٔ حسّاس خاورمیانه و منابع نفت آن که اهمّیت آن در جنگ جهانی اوّل مشخص شده بود و ایجاد کمربند آهنین در برابر نفوذ شوروی، از جمله سیاستهای جدید دولت انگلستان در خاورمیانه بود.
تا پیش از خارج شدن نیروهای روسی از ایران، سیاست دولت انگلستان، بر پایهٔ جلوگیری از ایجاد حکومت مرکزی قدرتمند در ایران بود. امّا پس از وقوع این تحولات سیاست انگلستان، به سوی ایجاد حکومت مرکزی مقتدر در ایران متمایل شد؛ زیرا دولت انگلستان برای تثبیت منافع دائمی خود در ایران، کنترل منطقهٔ حساس خاورمیانه و سرکوب نهضتهای ضدّ استعماری در کشور، نیازمند به یک دولت مرکزی قدرتمند بود.
پس از جنگ جهانی اوّل در واکنش به نفوذ بیگانه و فساد حاکم بر کشور جنبش ضداستعماری «جنگل» به رهبری میرزا کوچکخان، روحانی مبارز، شکل گرفت. همزمان با آن، شیخ محمّد خیابانی در تبریز، کُلنل محمّدتقی خان پِسیان در خراسان و تنگستانیها در جنوب، با حمایت علمای فارس، قیامهای پیدرپی را علیه نفوذ انگلستان سازمان دادند. این مسائل، به اضافهٔ مخارج سنگین پلیس جنوب که از سوی انگلیسیها اداره میشد و اهمیّت روزافزون نفت، ضرورت وجود یک حکومت مرکزی مقتدرِ وابسته را، برای انگلستان، دو چندان میکرد.
تسلّط انگلستان بر نیروهای نظامی ایران
انگلستان پس از انقلاب سوسیالیستی روسیه در صدد برآمد که نیروی قزاق و قوای نظامی ایران را به اختیار و ادارهٔ خود درآورد. همچنین، به بهانههای مختلف از جمله «خطر کمونیسم»، حاضر به بیرون بردن قواینظامی خود از ایران نبود. نیروهای روسیه، پس از این که ناحیههای جنوبی کشور خود را از عنصرهای مخالف پاکسازی کردند، در تعقیب گروههایی از آنان، وارد شهرهای شمالی ایران شدند. نیروهای انگلیسی در مقابله با نیروهای دولت انقلابی شوروی شکست خوردند ، و عقبنشینی کردند. در چنین شرایطی بود که دولت انگلستان، «ژنرال آیرون ساید» را به فرماندهی نیروهای خود در ایران برگزید.
قرارداد 1919
هنگامی که وثوقالدوله در سال 1298 ش به نخستوزیری رسید، دریچهای تازه برای اجرای سیاستهای استعماری انگلستان، در ایران گشوده شد. با انجام مذاکرات محرمانه میان وثوقالدوله و سِرِپرسی کاکس، قرارداد 1919 م/ 1298 ش موسوم به قرارداد «وثوقالدوله - کاکس» منعقد گردید.
محتوای این قرارداد که در ابتدا کاملاً محرمانه نگه داشته شد، موجب شکلگیری سیستم «تحتالحمایگی» ایران از سوی دولت انگلیس میشد، زیرا به موجب آن، نظارت بر تشکیلات نظامی مالی و سیاسی ایران، منحصراً در اختیار مستشاران انگلیسی قرار میگرفت.
انتشار خبر این قرارداد، موجب مخالفت آزادیخواهان و شخصیتهای سیاسی - مذهبی ایران شد.
سرانجام، با اوجگیری مخالفتهای مردم و تلاشهای آیتالله مدرّس و دیگر شخصیتهای سیاسی، اجرای قرارداد وثوقالدوله متوقّف ماند.
کودتای 1299
شکست انگلستان در اجرای قرارداد 1919 م، آغازی برای طرح کودتای 1299 ش بهشمار میرود. سیاستمداران انگلستان با تجربهٔ لغو قرارداد وثوقالدوله، در سیاست خارجی خود تجدیدنظر کردند و به جای «مداخلهٔ مستقیم» در امور داخلی ایران روش «مداخلهٔ غیرمستقیم» را در پیش گرفتند.
عامل دیگری که آن دولت را به سمت سیاست مداخلهٔ غیرمستقیم سوق داد، نفرت تاریخی مردم مسلمان ایران از نظام استعماری انگلستان بود. یکی از شاخصههای سیاست مداخلهٔ غیرمستقیم بود.
عاملان کودتا
دولت انگلیس برای اجرای هدفها و برنامههای استعماری خود در ایران، نیازمند افرادی بود که قادر به اجرای سیاستهای مورد نظرش باشند. برای این منظور، یک فرد سیاسی و یک فرد نظامی را انتخاب کرد. این دو نفر، سیّد ضیاءالدین طباطبایی (مدافع قرارداد 1919) و رضاخان میرپنج (فرمانده نیروی قزاق) بودند.
نقشهٔ انگلستان این بود که توسط مهرههای داخلی و بدون سلطهٔ مستقیم نظامی، مقاصد خود را در ایران تأمین کند.
چگونگی اجرای کودتا
در بهمن ماه 1299 با حضور آیرونساید، میان دو عامل کودتا، ملاقاتی در قزوین صورت گرفت. در این دیدار، رضاخان پذیرفت که پس از فتح تهران توسط نیروهای قزاق، مقام نخستوزیری به سید ضیاءالدین طباطبایی سپرده شود.
با توجه به اینکه فرماندهٔ نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان پایتخت قبلاً از سوی انگلیسیها تطمیع شده بودند، نیروهای کودتاچی بدون هیچگونه مقاومت جدّی، در سوم اسفند ماه، شبانه وارد تهران شدند و تمام مناطق حساس پایتخت را به اشغال خود درآوردند.
با تصرّف تهران حکومت کودتا مستقر شد و بلافاصله بهدستور سیّدضیاءالدین طباطبایی، بسیاری از شخصیتهای سیاسی، از جمله آیتالله مدرّس، که از مخالفان سیاستهای انگلستان در ایران بود، دستگیر و روانهٔ زندان شد. سیّدضیاء چند روز پس از کودتا به حضور احمدشاه رفت و رسماً کابینهٔ خود را تشکیل داد.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 79 کتاب درسی)
آیا میدانید تفاوت استعمار نو و استعمار کهنه چیست؟
سیّدضیاء که مورد حمایت کامل سفارت انگلیس بود، به قصد منحرف ساختن افکار عمومی، با تبلیغات فراوان، قرارداد 1919 را که به همّت افرادی چون آیتالله مدرّس عملاً متروک مانده بود، لغو کرد، تا برای سرپوش نهادن بر نقش انگلستان در کودتا، دولت خود را کابینهای ملّی و ضد انگلیسی نشان دهد.
ظاهرسازیهای سیّدضیاء و تندرویهای او، موجی از مخالفت را علیه وی برانگیخت. از سوی دیگر، خودسریهای رضاخان سردار سپه در اختصاص درآمد شهرداری و ادارههای مالیه به نفع قزاقهای زیر فرمانش، بر مشکلات دولت میافزود. بروز اختلاف و جنگ قدرت میان سیدضیاء و رضاخان، سیّدضیاء را وادار کرد که وزارت جنگ را به او واگذار کند. به این ترتیب، رضاخان، دومین گام را در راه رسیدن به حکومت برداشت.
دولت انگلستان که از اختلاف میان سیدضیاء و رضاخان آگاه بود، تصمیم گرفت که از رضاخان حمایت کند.
به گفتهٔ مورخان، رضاخان از استعدادی خارقالعاده و برتر از دیگران برخوردار نبود، امّا بهخاطر روحیهٔ استبدادی و نظامیگریاش، در مقایسه با رجال همعصر خود برجستگیهایی داشت که او را در رسیدن به اهدافش یاری میکرد. وی در راه رسیدن به موقعیت مورد نظرش، نیت و قصد خود را تا آخرین لحظه مکتوم میداشت. بهعلاوه، چنان که خود او گفته است، از زیر هیچکاری شانه خالی نمیکرد. بنابراین بهآسانی میتوانست برای مردان سستاراده و ناکارامد خاندان قاجار، جایگزین مناسبی باشد.
پرسشهای نمونه (صفحه 82 کتاب درسی)
1) دولت انگلستان پس از جنگ جهانی اوّل چه سیاستهایی در منطقهٔ خاورمیانه دنبال میکرد؟
الف) تسلّط بر منطقهٔ حسّاس خاورمیانه و منابع نفت آن که اهمّیت آن در جنگ جهانی اوّل مشخص شده بود
ب) ایجاد کمربند آهنین در برابر نفوذ شوروی.
2) پس از پایان جنگ جهانی اوّل در ترکیب نیروهای نظامی انگلیس و روس در ایران چه تغییراتی ایجاد شد؟
انگلستان پس از انقلاب سوسیالیستی روسیه در صدد برآمد که نیروی قزاق و قوای نظامی ایران را به اختیار و ادارهٔ خود درآورد. همچنین، به بهانههای مختلف از جمله خطر کمونیسم حاضر به بیرون بردن قوای نظامی خود از ایران نبود.
3) ماهیت قرارداد 1919 ایران و انگلیس چه بود؟
محتوای این قرارداد که در ابتدا کاملاً محرمانه نگه داشته شد، موجب شکلگیری سیستم تحتالحمایگی ایران از سوی دولت انگلیس میشد، زیرا به موجب آن، نظارت بر تشکیلات نظامی مالی و سیاسی ایران، منحصراً در اختیار مستشاران انگلیسی قرار میگرفت.
4) چه عواملی انگلستان را در دوران بعد از جنگ جهانی اوّل به سوی مداخلهٔ غیر مستقیم در ایران سوق داد؟
الف) شکست انگلستان دراجرای قرارداد 1919
ب) نفرت تاریخی مردم مسلمان ایران از نظام استعماری انگلستان
5) سیّدضیاءالدین طباطبایی پس از کودتای سوم اسفند 1299 به چه اقداماتی دست زد؟
الف) به دستور وی، بسیاری از شخصیتهای سیاسی، از جمله آیتاللّه مدرّس، که از مخالفان سیاستهای انگلستان در ایران بود، دستگیر و روانهٔ زندان شد
ب) او برای منحرف ساختن افکارعمومی قرارداد 1919 را با تبلیغات فراوان لغو کرد.
6) دولت سیّدضیاءالدین طباطبایی با چه مشکلاتی مواجه بود؟
الف) تندرویهای سید ضیاءالدین و ظاهرسازیهای او موجی از مخالفت برانگیخت
ب) خودسریهای رضاخان دراختصاص دادن درآمد شهرداری و ادارهٔ مالیه به نفع نیروی قزاق تحت فرمانش بر مشکلات او میافزود.
اندیشه و جستوجو (صفحه 82 کتاب درسی)
1) با راهنمایی دبیر محترم، متن قرارداد 1919 را از یکی از منابع پیدا کنید و چند بند از آن را در کلاس بررسی کنید.
2) تحقیق کنید که در عصر رضاشاه، تحوّلات فرهنگی در کشورهای ایران، ترکیه و افغانستان چه بود و کشورهای استعماری بهدنبال چه هدفی بودند؟
3) قراردادهای دوره فتح تهران تا پایان سلطنت احمدشاه را با قراردادهای دوره ناصرالدین و مظفرالدین شاه مقایسه کنید.


